مراسم با شکوه درگذشت آیت الله منتظری = به این می گن جمعیت

علی رغم اینکه جلوی حرکت اتوبوس هایی در تهران و تبریز و احتمالا سایر نقاط دیگر که برای مراسم حرکت می کردند گرفته شد ولی جمعیت بسیاری برای این مراسم آمدند که لج اقتدارگرایان را هم درآورد ، آیت صانعی در این خصوص گفته ؛ من در مراسم تشییع جنازه بسیاری از مراجع شرکت کرده ام ولی این مراسم باشکوه تر از همه آنها بود . طبق آنچه که پیش بینی می شد شعار های ضد حکومتی هم سر داده شد. اما اتفاق بسیار جالب این بود که همزمان با مراسم قم در مراسم اصفهان با بلند گو شعار ضد حکومتی سر می دادند که بسیار مایه شگفتی بود و شجاعت بسیار بالای مردم را علی رغم فشارهای حکومت نشان می داد. چند تا عکس می ذارم که وسعت مراسم را ببینید.















پدر سبز


پدری سبز از میان ما رفت ، آیت الله منتظری فراتر از یک روحانی بود ، او انسانیت و انسان دوستی را به کمال رساند ، او کسی بود که قدرت را فدای حقانیت و راستی کرد ، به راستی که او را باید از شخصیت های ملی ایران دانست . اما درگذشت آن گرامی تبعاتی هم داشت که مربوط به حوادث اخیر ایران و جنبش سبز می شود ، درست همین چند روز پیش بود که جنجال بر سر پاره شدن عکس آیت الله خمینی به پا شد و قدرت گرایان و تمام وجود جنبش سبز را نشانه گرفتند که در این رابطه نه تنها آیت الله منتظری پیش از درگذشتشان نسبت به آن موضع مناسبی گرفتند بلکه درگذشت ایشان نیز تاثیر زیادی بر این مسئله داشت وآن اینکه به طور کلی مسئله پاره شدن عکس از بین رفت و خبر فوت ایشان در صدر خبرها گرفت و دیگر اینکه جنبش سبز به دنبال مجوز برای راهپیمایی بود که با فوت آن بزرگوار آن هم به نوعی فراهم شد ، خبر فوت آیت الله منتظری نه تنها مسئله پاره شدن عکس را تحت الشاع قرار داد بلکه به جنبش سبز قوت بخشید البته درد از میان رفتن ایشان درد بزرگی است و فقدان ایشان بسیار دردناک . درود بر او که درگذشتش هم برای مردم خوب بود و فایده ای داشت.

جنبش سبز

13 آبان که سبز شد ، 16 آذر که سبز شد مطمئنان محرم هم سبز خواهد شد ،رژیم این همه چنگ و دندون نشون داد ولی مردم از خواستشون بر نمی گردند ، رفسنجانی هم که گفت اگر مردم ما را یعنی رژیم را نخوان باید بریم ، خلاصه بگم این تو بیمری از اون تو بمیری ها نیست که با سرکوب تموم بشه ، مردم تصمیمشون گرفتند و دقیقا می دونند که به دنبال چی هستن ، واقعا جای تعجب داره که دیکتاتور های فعلی ایران سرنوشت سایر دیکتاتوری های را ندیدند و یا اگر دیدند درس عبرت نگرفتند ، به هر حال محرم امسال بد جوری سبز میشه و هیج جوری هم نمیشه جلوشو بگیری مثل سیل میمونه ، سبز باشید و سبز بمانید به امید ایران سبز.

پوستر وِیژه محرم سبز

پوسترهای ویژه محرم سبز ، محرم امسال با محرم سال های قبل خیلی فرق می کنه نکته جالب اینکه تا حالا این آخوند ها یا رژیم بوده که از ماه برای پیش برد اهدافش استفاده می کرده اما حالا نوبت مردم که از این ماه برای رسیدن به آزادی استفاده کنند ، تا به حال که از ترسشون یه مجوز راهپیمایی ندادن اما قضیه محرم فرق می کنه آن چنان راهپیمایی راه بندازیم که انگشت به دهن بمونن ، در ضمن روی تصاویر کلیک کنید تا بزرگتر بشن بعد سیوشون کنید.


والپیپر های سبز مخصوص جنبش سبز

براتون چند تا والپیپر سبز با فتوشاپ درست کردم که مخصوص جنبش سبز، امید وارم ازشون لذت ببرید.بر روی تصاویر کلیک کنید تا بزرگتر شوند سپس سیوشان کنید.









سیزده سبز آبان

سیزده آبان یادتون نره حتما بیایید ، حضور سبز تون دوباره نشون بدین روز قدس خیلی عالی بود اولش می گفتند که کسی از جنبش سبز نیومده و یا می گفتند تعدادشون خیلی کم بوده اما خلافش بود یعنی روز قدس سبزها عالی بودند و تعدادشتون هم به قول یکی از سردارهای سابق جنگ دو میلیون در تهران بود اگر تصویر سبزها رو با هیلیکوپتر از بالا نشون می دادند اون وقت معلوم می شد که جمعیت کی بیشتر حالا هم برای سیزده آبان جنتی گفته اینها یعنی سبزها می خواهند مثل روز قدس در روز سیزده آبان شعار بدن یکی نیست بهش بگه شما که می گفتید روز قدس از سبزها خبری نیست پس چی شد که میگی مثل روز قدس می خواهند شعار بدن در هر صورت سیزده سبز آبان یادتون نره احتمالا مقابل سفرات روسیه تجمع خواهیم کرد. یکی از شعارهای این روز نه شرغی نه غربی دولت سبز ملی که تو عکس هم می بینید برخی می گویند این شعار یه کم ارتجاعی آخه یعنی چی نه شرغی نه غربی که باید بگم منظور این نیست که ما با شرق و غرب ارتیاط نداشته باشیم بلکه منظور اینکه شرق و غرب در حاکمیت ما دخالتی نداشته باشند خلاصه روز سیزده سبز آبان وظیفه ی ملی ماست که به خیابان ها بیاییم.

یک نشریه اسرائیلی : عمه احمدی نژاد در اسرائیل زندگی می کند

یک نشریه ی اسرائیلی در مقاله ی امروز خود اعلام کرد که عمه ی محمود احمدی نژاد هم اکنون در شهر حیفای ِ اسرائیل اقامت دارد. خانمی به نام ماه تابان سبورجیان فرزند اسحاق در مصاحبه ای با این روزنامه ادعا کرده که عمه ی تنی محمود احمدی نژاد می باشد. وی در قسمتی از اظهاراتش می گوید: همیشه سعی داشتم رابطه ی خویشاوندی خودم با محمود رو مخفی نگه دارم چون از واکنش مردم می ترسیدم اما در چند ماه اخیر به این نتیجه رسیدم که بایستی حقیقت رو بگم. نام پدر من اسحاق بود، اسحاق سبورجیان که از پولدارترین افراد زمان خودش به شمار میرفت. من برادرم ایزاک تنها فرزندان پدر و مادرم بودیم که زندگی بسیار راحتی داشتیم و از بچگی در ناز و نعمت بزرگ شده بودیم. با وجود زندگی بسیار مرفهی که در ایران داشتیم، تقریبا اوایل دهه سی بود که پدرم تصمیم گرفت به اسرائیل مهاجرت بکنه. من و مادرم با رفتن به اسرائیل هیچ مخالفتی نداشتیم اما برادرم ایزاک سخت مخالف رفتن بود. در ابتدا ما فکر می کردیم که مخالفت ایزاک به خاطر خاطراتی است که در ایران داشت اما بعدا متوجه شدیم که قضیه بسیار جدی تر از این حرف هاست. برادرم کاری رو انجام داده بود که در بین خاندان ما یک ننگ به حساب می اومد. گویا ایزاک دو سال قبل از مهاجرت ما عاشق دختر یک آهنگر میشه اما از اون جایی که اون دختر مسلمان بود جرات نکرده بود موضوع رو با پدرم در میون بذاره. ایزاک به تنهایی به خواستگاری دختر میره اما خانواده ی دختر میگن که ما دخترمون رو به یه آدم یهودی نمی دیم و اگه تو دختر ما رو میخوای باید مسلمون بشی. ایزاک هم برای رسیدن به اون دختر که گویا فاطمه نام داشت دینش رو تغییر میده و مخفیانه با اون دختر ازدواج می کنه. درست خاطرم هست، دو روز قبل از رفتن مون به اسرائیل بود که یک روز طرف های ظهر، ایزاک با یه خانم چادری و یک بچه ی یک ساله اومد توی خونه، زل زد توی چشمای پدرم و بهش گفت پدر، من به یه شرط باهاتون میام، اونم اینه که زن و بچه ی من هم باید باهام بیان. هنوز وقتی اون لحظه رو مجسم می کنم تنم میلرزه، پدرم انگار یه سطل آب یخ ریخته باشن روی سرش، همین طور گیج و منگ به اون دختر چادری و بچه ی توی بغلش نگاه می کرد. بعد از چند لحظه، پدرم که تازه انگار پی به عمق ماجرا برده بود فریاد زنان گفت تو چه غلطی کردی؟ تو رفتی با یه دختر مسلمون ازدواج کردی؟ ...

از دیکتاتوری به دموکراسی - جین شارپ

یه مدتی بود که بخش کتاب هفته رفته بود واسه خودش یعنی تعطیل شده بود ولی دوباره به راه افتاد و شروع دوبارش با یه کتاب خلیی خوب ، از دیکتاتوری به دموکراسی از نویسنده معروف جین شارب فکر کنم به درد حال و هوای الان ایران می خوره ، حجم کتاب کم ،پیشنهاد می کنم بخونیدش ، درباره نافرمانی مدنی هم نوشته و ...


بی سواد بودن که شاخ و دم نداره لطفاً به شعار دقت کنید نوشته :
down whit USA

27 شهریور ـ روز سبز (روز قدس سابق)

به این میگن نیروی سبز

روز قدس = روز سبز

روز قدس که همون روز سبز یادتون نره 27 شهریور روز ایرانی سبز :








دروغ گو خائن ترسو

این از بالاترین گیر آوردم یه کم رعایت ادب نکرده ولی خیلی با حاله و حرف حق گفته :

ا.ن : دروغگو خائن است و خائن ترسوست ! آیا این دولت ترسو است ؟ پس لغو مراسم شب احیا و نماز عید فطر ، نشانه شجاعته الاغ ؟؟؟؟؟!!!!!
ا.ن: "دروغگو خائن است و خائن ترسوست! آیا این دولت ترسو است؟"؛ ملت ایران بداند لغو مراسم شب احیا و نماز عید فطر ، نشانه ی ترس نیست ، نشانه ی ریدن از ترس است!

برج آزادی شستشو بعد از بیست سال


دلیل شستشو برج آزادی بعد از بیست سال تو تصویر پایین می تونید ببینید:

حذف پیاپی مراسم مذهبی و عزاداری

مراسم شبهای قدر در حرم خمینی که تعطیل شد! نماز عید فطر در مصلا هم که برگزار نمیشه! مراسم یادبود شهدای هفتم تیر هم که برگزار نشد! اگه جنبش سبز همینجوری پیش بره ایران احتمالا یکی از شادترین کشورای دنیا میشه چون تمام مراسم عزاداری و مذهبی دارن توسط دولت کودتا لغو میشن! اگه جنبش سبز اراده کنه و بگه هر هفته بریم نماز جمعه اونوقت دیگه کلا نماز جمعه رو هم جمعش می کنن! احتمال داره اصلا محرم و صفر رو هم از تقویم حذف کنن! اینم خودش یه دستاورده برای جنبش سبز...نه؟

بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران

میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد. به گزارش “کلمه” در این بیانیه ضمن تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است : برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم.
در این بیانیه همچنین بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
به گزارش “کلمه” متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.

اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه» استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند. آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1. تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7. به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی

ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
میرحسین موسوی

روز قدس روز ایران

روز قدس که در واقع همون روز ایران و روز سبز یادتون نره ، قدرت سبز باید تو این روز به زورگویان نشون بدیم

کاریکاتور

خودتون قضاوت کنید!!!

کاریکاتور

خودتون قضاوت کنید!!!

نا فرمانی مدنی اثر هنری دیوید ثرو- کتاب

یه کتاب خیلی خوب براتون گذاشتم ، نافرمانی مدنی اثر هنری دیوید ثرو ، از خوندنش لذت ببرید.

داریوش بزرگ - کتاب

این هم یه کتاب دیگه از تاریخ سرشار ایران زمین.

یه راه حل

براتون دو تا برنامه گذاشتم تا خیلی راحت بتونید سایت های ف ی ل ت ر شده رو باز کنید. هر دوتاشون برنامه های خوبی اند اما چون حجم هر دوشون کم ، پیشنهاد می کنم هر دوتا را دانلود کنید تا بعد خودتون تصمیم بگیرید که از کدوم استفاده کنید.برای اینکه خود این برنامه ها که براتون گذاشتم ف ی ل ت ر نشن اسمشون عوض کردم شما بعد از دانلود می بینید که دو تا از معروفترین ، برنامه ها رو دانلود کردید.




تو چون کاوه ای ، من چون فریدون


تو چون کاوه ای ، من چون فریدون
این تصویر ما ایرانی ها رو یاد کاوه ی آهنگر و فریدون میندازه میر حسین موسوی می تونه نقش کاوه ی آهنگر حال حاضر را بازی کنه تا اسمش در تاریخ جاودانه باقی بمونه ، به امید همین رخداد.

مایکل جکسون در گذشت

ستاره موسیقی به آسمان ها رفت


مایکل جوزف جکسون (زادهٔ ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشته ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، سرگرمی‌ساز و بازرگان آمریکایی بود. فرزند هفتم خانوادهٔ جکسن، فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصهٔ موسیقی از سن ۱۱ سالگی بعنوان یکی از اعضای گروه جکسن فایو آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تک‌خوان شروع کرد. او را سلطان پاپ می‌نامند، پنج آلبوم از آلبوم‌های استودیویی او جزء پر فروش ترین آلبوم‌های جهان هستند: جدا از بقیه، دلهره آور، بد، خطرناک، تاریخ.
در اوایل دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی پاپ، و اولین سرگرمی ساز آمریکایی آفریقایی تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکنی عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکهٔ MTV بود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مثل «بیلی جین»، «بزن به چاک» و «Thriller» (دلهره آور)، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکهٔ تازه تاسیس MTV را به شهرت رساند. در دههٔ نود نیز ویدئوهایی مثل Black or White» و «Scream»، آثار جکسن را به طور مداوم در لیست برنامه‌های اصلی MTV قرار داد. جکسن با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیدهٔ رقص مثل روبات و مون واک را به محبوبیت رساند. شیوهٔ منحصر به فرد او در موسیقی و سبک آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داده‌است.
او توسط بنیاد و تک آهنگ‌های خیریهٔ خود، و پشتیبانی ۳۹ جنبش خیرخواهانه، میلیون‌ها دلار برای اهداف خیریه وقف یا جمع آوری کرده‌است. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهردر حال تغییر و رفتارش, سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای شد که به چهرهٔ مردمی او صدمه زد. او در سال ۱۹۹۳ متهم به سوء استفادهٔ جنسی از کودکان شد. اما پلیس تحقیقات جنایی را به دلیل عدم وجود شواهد کافی متوقف نمود و جکسن هرگز دستگیر نشد. پس از آن او دوبار ازدواج کرد، پدر سه فرزند شد و تمام این‌ها جنجال بیشتری ایجاد نمود. از اوایل دهه نود نگرانی‌هایی دربارهٔ وضعیت سلامتی او وجود دارد و از اواخر دهه نود اخبار ضد و نقیضی در بارهٔ وضعیت مالی این خواننده گزارش می‌شود. در سال ۲۰۰۵ جکسن بدلیل اتهامات بیشتری مربوط به سوء استفادهٔ جنسی و چند اتهام دیگر محاکمه و تبرئه شد.
او جزو تعداد معدودی از هنرمندان است که برای بار دوم به تالار مشاهیر راک اند رول راه یافته‌است. از دستاوردهای دیگر او می‌توان به ثبت رکوردهای بیشمار در لیست رکوردهای جهانی گینس، از جمله عنوان "موفق ترین سرگرمی ساز تمام دوران هاً, ۱۳ جایزهٔ گرمی, ۱۳ تک آهنگ شمارهٔ یک سولو__ بیشتر از هر هنرمند مرد دیگری از زمان پایه گذاری جدول صد اثر برترــــ و فروش بیش از ۷۵۰ میلیون واحد در سراسر جهان اشاره کرد. در صنعت موسیقی جایزه‌ای نمانده که جکسن به خانه نبرده باشد. همچنین او یک تاجر بسیار زیرک است, بسیاری او را یک نابغه در تجارت توصیف کرده‌اند و هیچ هنرمندی از نظر وسعت توانایی کنترل امور مالی و تجاری با او قابل مقایسه نیست. تقریبا چهار دهه‌است که کنکاش‌های بسیار موشکافانه در زندگی خصوصی جکسن همراه با دوران فعالیت درخشانش، او را جزئی از فرهنگ مردمی کرده‌است. او به عنوان یکی از مشهورترین مردان جهان شناخته می‌شد.
در روز ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ پزشک شخصی اش او را در حالی که بیهوش بود بر روی تختش یافت. او به سرعت به بیمارستان انتقال یافت اما با وجود تلاش تیم پزشکی برای بازگرداندن تنفس او، درگذشت. در این زمان او در حال آماده شدن و تمرین برای یک سری 50 تایی از کنسرت ها به نام "این است" که قرار بود در لندن برگزار شود بود.

داش آکل - صادق هدایت

این هم یکی دیگه از بهترین آثار صادق هدایت - داش آکل .

بیانیه ی نهاد ریاست جمهوری در رابطه با نا آرامی های اخیر

خیلی با حال ، خودتون دانلودش کنید و ببینید و بخندید.

فراخوان بادکنک های سبز



10 مرداد ،
1 AUGUST





فراخوان بادکنک های سبز


دعوت از همه ی ایرانیان ، از همه ی حامیان میر حسین موسوی، از تمام مردم دنیا برای :



بیایید به مناسبت چهلمین روز در گذشت ندا در 10 مرداد ، در این روز بادکنک های سبز به آسمان بفرستیم ، من از همه ی ایرانیان در داخل و خارج از ایران و حتی غیر ایرانیان و خارجیان دعوت می کنم در 10 مرداد این حرکت نمادین را برای ندا که نماد این جنبش سبز و نیز برای تمام کسانی که در این راه سبز تا به امروز جان خود را فدای وطن ، فدای ایران کرده ند، شرکت کنند.


کسانی که تا به حال بادکنک به آسمان رها نکردند: خیلی ساده است اول بادکنک چند بار باد کنید سپس خالی کنید تا یه کمی شل بشه چون اگر شل نباشه گاز با ین فشار کمش نمی تونه بادکنک رو باد کنه، بعد از اینکه بادکنک یه کمی شل شد به طور کامل آن را خالی کنید سپس به مقدار کمی با نفس خودتون بادش کنید و مابقی آن را با گاز شهری پر کنید یادتون باشه که نسبت گاز به نسبت نفس ما باید بیشتر باشه.
انگلیسی
Call for a green balloon for NEDA, for freedom, for a day of 1 August. As a human you accept this invitation.
Call for a green balloon in the world died NEDA ،green balloon in the sky send 10 August
Invite all Iranians, all supporters of the Mir-Hossein Mousavi, for all the world:
Let the occasion of the fortieth day passed August 1 NEDA, on this day the sky green balloon send me all the Iranians inside and outside Iran, and even non-Iranians and foreigners treat you in this August 1 for a symbolic move NEDA the symbol of this green movement as well as for all those who in this way to green their lives today homeland sacrifice, sacrifice apply to Iran, to the company.
فرانسوی
Appelez le ballon vert pour NEDA, pour la liberté, pour 1 jours en août. Vous avez également comme un homme d'accepter cette invitation.
ایتالیایی
Chiama il verde per NEDA palloncino, per la libertà, per 1 giorni in agosto. È anche come un uomo di accettare questo invito.
آلمانی
Rufen Sie die grüne Ballon für NEDA, für Freiheit, für 1 Tage im August. Sie auch als ein Mann, die Einladung anzunehmen.
عربی
دعوة للبالون الأخضر وتدعى ندى ، من أجل الحرية ، لمدة 1 أيام في آب / أغسطس. أنت أيضا رجل لقبول هذه الدعوة. 10 مرداد یا 1 August
هندی
आजादी के लिए NEDA के लिए ग्रीन गुब्बारा बुलाओ, अगस्त में 1 दिनों के लिए. आप इस निमंत्रण को स्वीकार करने के लिए एक आदमी के रूप में भी.
ژاپنی
、自由のためには、緑の風船NEDA請求、 1日、 8月に。この招待を承認してくれる男性も。
کره ای
자유를 위해 NEDA위한 그린 풍선 전화, 8 월 1 일. 당신이 초대를 수락하는 사람도있다.
چینی
呼籲綠色球囊NEDA ,為自由而戰, 1天,在8月。您還作為一個男人接受了這一邀請。
呼吁绿色球囊NEDA ,为自由而战, 1天,在8月。您还作为一个男人接受了这一邀请。
Translation by Google

بیانیه ی میر حسین موسوی - 4 تیر

بسمه تعالی
مردم هوشیار و شریف ایران
طی روزهای اخیر، صدا و سیما، خبرگزاری های دولتی، برخی روزنامه های دولتی و سایت های اینترنتی وابسته به دولت و روزنامه کیهان، بخش عمده ای از فضای خود را به وارونه جلوه دادن آنچه قبل، حین و پس از برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران رخ داد، اختصاص داده اند. آنها با استفاده از امکاناتی که متعلق به شماست، نه تنها به پنهان ساختن تخلفات و حوادث دلخراشی که در ایام اخیر اتفاق افتاد، می پردازند بلکه مسوولان مستقیم و غیرمستقیم آن را کسی معرفی می کنند که تنها شما را در مسیر احقاق حقی که داشته اید، همراهی کرده است.
واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند. اگر با مسببین جنایت کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 به گونه ای مناسب و قانونی برخورد می شد، امروز شاهد تکرار آن فجایع در ابعادی وسیع تر و وارونه جلوه دادن واقعیت ها به گونه ای جسورانه تر نبودیم.
همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند و افعالی را که خود عامل آن هستند را به بنده نسبت می دهند. آنان غافلند که موسوی با این ترفندهایی که ماهیت آن برای همه مردم روشن شده است، از صحنه بیرون نمی رود. آنچه در این روزها رخ داد اصل نظام جمهوری اسلامی را که میراث امام بزرگوار و شهدای گرانقدرمان است هدف قرار داده و این چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذاشت و با طرح اتهاماتی اینگونه و تهدید به محاکمه از آن صرف نظر نمود.
من نه تنها از پاسخگویی در برابر این اتهامات واهمه ای ندارم بلکه آمادگی دارم تا نشان دهم چگونه مجرمان انتخاباتی در کنار مسببان اصلی اغتشاشات اخیر قرار گرفتند و خون مردم را بر زمین ریختند و اکنون کوشش می کنند، صحنه هایی را که صدها شاهد و ده ها تصویر آن را گواهی می دهند به گونه ای دیگر جلوه دهند؛ آماده ام تا نشان دهم چگونه کسانی که عملشان در راستای ایجاد هرج و مرج در کشور، تضعیف نظام و منافع بیگانگان است، تلاش نمودند به بهانه تخریب‌گری های عناصری نامعلوم، جنبش سبز شما را اغتشاشگری و وابسته به بیگانه معرفی کنند؛ ولی حاضر نیستم به خاطر مصالح شخصی و هراس از اینگونه تهدیدها از ایستادگی در سایه شجره سبز استیفای حقوق ملت ایران که امروز به خون به ناحق ریخته شده جوانان این کشور آبیاری شده است، لحظه ای صرف‌نظر نمایم. از مجموع آرای ریخته شده در صندوق ها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیون ها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.
باز هم از عموم ملت شریف ایران متواضعانه درخواست می کنم با حفظ آرامش و پرهیز از ایجاد تنش، در دام بدخواهان که کوشش می کنند این حرکت گسترده اجتماعی را شورش و اغتشاش و وابسته به بیگانه قلمداد کنند، نیفتند و با زیرکی و هوشیاری که ویژگی ممتاز شماست این توطئه ها را مهار نمایند. تداوم اعتراض در چارچوب قانون و با رعایت اصول و مبانی نشأت گرفته از انقلاب اسلامی، راهبرد اصلی است که ضامن تداوم و دسترسی به اهداف شماست.
دشمن خارجی با همراهی یاران جاهل و طماع خود در داخل بر آنست که مطالبات این حرکت عظیم خودجوش را به خوارج بیرون از نظام نسبت دهد و حتی الله اکبرهای از دل برآمده شما را چون قرآن های سر نیزه معرفی کند. بر ماست که با رفتار و گفتار خود این توطئه شوم را خنثی نماییم.

برادر و خدمتگزار شما - میرحسین موسوی
چهارم تیر 1388
منبع : سایت قلم

اطلاعیه

متاسفانه خیلی سخت می شه وبلاگ به روز کرد ، ارتباط اینترنتی خیلی سخت شده ولی با این حال سعی می کنم شما رو در جریان امور بذارم.

شنبه 30/3/88 راهپیمایی از میدان انقلاب تا میدان آزادی ، دارن سعی می کنن مجوز بگیرند اما شما در هر صورت بیایید.

ابراز همدردی آیت الله العظمی صانعی با خانواده قربانیان فجایع اخیر


قلم - آیت الله العظمی صانعی ضمن ابراز همدردی با خانواده قربانیان فجایع اخیر اظهار امیدواری کرد که اهداف و خواسته های دانشجویان از طرف مسوولان نظام، که باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند، به عینیت رسیده و از مرحله خواستن به ظهور و تحقق نائل آید.
به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه آیت الله العظمی صانعی به این شرح است:
"بسمه تعالی
« وَلَئِن مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لاَِلَى اللهِ تُحْشَرُونَ »
ضمن ابراز همدردی با خانواده های قربانیان فجایع اخیر و آرزوی سلامت و بهبودی برای مجروحان بالخصوص دانشجویان فرهیخته و گرانقدر دانشگاه تهران، شیراز، اصفهان و سایر شهرها که در جهت احقاق حق اعتراض کرده و خواهان رفع شبهه از انتخابات و آرای خود ـ که حق آنان است ـ می‌باشند «و ما للناس فللناس» تأسف و تأثر شدید و انزجار خود را از عاملین این حوادث اعلام نموده و امیدوارم اهداف و خواسته های آنان از طرف مسوولین نظام، که باید حافظ جان و مال و ناموس مردم باشند، به عینیت رسیده و از مرحله خواستن به ظهور و تحقق نائل آید.
یوسف صانعی"

منبع: سایت قلم

اطلاعیه بسیار مهم

چون دسترسی به سایت حامیان میر حسین کمی سخت من سعی می کنم تمام بیانیه ها و اطلاعیه های مهم رو پست کنم.
مردم در دام درگیریهای طراحی شده نیفتند مسوولیت عواقب محدودیت های رسانه یی ستاد،به عهده دولت حاکم است
قلم - ستاد میرحسین موسوی در اطلاعیه ای با تاکید بر اینکه موسوی در راهپیمایی خیابان ولیعصر حضور نخواهد داشت از همه مردم درخواست کرد که در دام درگیری های طراحی شده قرار نگیرند.به گزارش قلم نیوز، متن اطلاعیه بسیار مهم و فوری ستاد میرحسین موسوی به این شرح است: بسمه تعالی متن کامل اطلاعیه ستاد مهندس میرحسین موسوی در خصوص اعلام راهپیمایی امروز به قرار مسموع در راهپیمایی دیروز از سوی برخی افراد و به صورت خودجوش، برگزاری یک راهپیمایی در ساعت 17 امروز از میدان ولیعصر به سمت جام جم اعلام شده است. این ستاد به آگاهی عموم می‌رساند، آقای مهندس میرحسین موسوی در این راهپیمایی حضور نخواهند داشت. از مردم عزیز مجدداً درخواست می‌گردد که در دام درگیریهای طراحی شده قرار نگیرند. جمعیتها و احزاب حامی آقای مهندس موسوی در تلاشند تا با استناد به اصل 27 قانون ا ساسی مبنی بر آزادی اجتماعات به منظور برگزاری تجمع موج سبز در اعتراض به تخلفات انتخاباتی و برخوردهای خشونت آمیز و شهادت تعدادی از هموطنان ما مجوز لازم را اخذ کنند. از آنجا که با توجه به محدودیتهای شدید رسانه‌ای که دولت حاکم ایجاد کرده است، امکان اطلاع‌رسانی مناسب و به موقع از طرف ستاد وجود ندارد، مسئولیت عواقب این وضعیت که نقش اطلاع‌رسانی رسانه‌های بیگانه و پی‌آمدهای آن را تقویت می‌کند به عهده دولت حاکم است. ضمنا آقای مهندس موسوی آمادگی خویش را برای حضور در برنامه‌های مستقیم تلویزیونی برای بیان مواضع خود در خصوص انتخابات و وقایع پس از آن اعلام داشته‌اند.
منبع : سایت قلم

حضور شکوهمند حامیان راستی و درستی ، حامیان میر حسین موسوی



یه مدتی نبودم اون هم به خاطر مشکلات متصل شدن به اینترنت بود ، فکر کنم الان مهم ترین مسئله ، وقایع بعد از انتخابات ، اون قدر مهم که نشانه های اون تو سر صفحه ی وبلاگ می بینید ، فکر کنم اگر چند تا عکس از راه پیمایی روز دوشنبه که آقای موسوی هم ضور داشتند براتون بذارم خیلی خوب باشه ، فعلا این عکس ها رو ببینید تا باز هم پست جدید بذارم.
اگر عکس ها رو خوب نگاه کنیم خیلی راحت میشه متوجه شد که بر خلاف نظر آقای احمدی نژاد جمعیت خیلی بیشتر از سه چهار تا خس و خاشک !
در ضمن بر خلاف نظر صدا و سیما به نظر نمی رسه که اینها ارذل و اوباش باشن ، اینها مردم هستند نه آشوب گر و اغتشاش گر !
فکر کنم این عکس خیلی تاریخی بشه.این عکس عمق جمعیت و نشون میده قطعا جمعیت از 22 بهمن هم بیشتر بود.
حیرت انگیز ، فقط باید تماشا کرد و به این مردم آفرین گفت.










حضور سبز مردم

خیلی خیلی عالی ، خودتون ببینید:
الان وقتشو ندارم که براتون عکس بیشتری بذارم ، حضور واقعا زیاد بوده ، همین الان که دارم این پست رو براتون می نویسم بی بی سی اعلام کرد که در برخی از حوزه ها تعرفه تمام شده........فعلا ...........





22 خرداد

به امید پیروزی سبز
چیزی برای نوشتن ندارم فقط باید صبر کرد

موج بزرگ سبز - حمایت واقعی مردم

زنجیره ی انسانی از تجریش تا راه آهن ، به این می گن حمایت مردمی ، حمایت واقعی مردم ، این ها خود خودش اومدن کسی اون ها نیاورده.